تبلیغات اینترنتیclose
به گلشن آزادی : ای دل عجب که یار تو یاد آورد تو را(استاد شهریار)
پیچک (سید محمد حسین بهجت تبریزی)( استاد شهریار)
شعر و ادب پارسی

استاد شهریار



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 فروردين 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

به گلشن آزادی

 

ای دل عجب که یار تو یاد آورد تو را

وین نامه ی غمین دل شاد آورد تو را
 

پر کن مشام مهر و محبت که این شمیم

بوی شکوفه نیست که باد آورد تو را

 
باور نداشتی که فلک بازوان شوق

بر گردن مرام و مُراد آورد تو را
 

علم لدن بخوان که نویسی خطی به یار

هر دفتری نه خط و سواد آورد تو را
 

تا خود نوشته باز نشویی به اشگ شوق

گو تا سواد دیده مداد آورد تو را

 
گُلشن به عمد ساز خراسان زند که عشق

سوز ترانه های عماد آورد تو را

 
گنجی که از کف تو برون برده بود بخت

کی بودت این امید که باد آورد تو را

 
رفتی و گفتم ای شه بیدادگر برو

تا روزگار بر سر داد آورد تو را

 
ای گُل بهار گر دهدت تاج اردشیر

برف است کو قبای قباد آورد تو را

 
ای دل به عشق های جوانی هوس مکن

ترسم دوباره فسق و فساد آورد تو را

 
کالای سادگی که به دکان بخت تست

از این زیان و سود ، زیاد آورد تو را

 
گلشن تو را به سیر و سفر خوانده شهریار

زودی بگو به اشگ که زاد آورد تو را

 

 

 (سید محمد حسین بهجت تبریزی)

( استاد شهریار)

http://shahriarestan.blogfa.com/8703.aspx?p=2

برچسب ها : ,

موضوع : گزیده غزلیات شهریار 14, | بازديد : 1283